غزه را انسانی ببینیم نه سیاسی!

ژانویه 5, 2009 هوژبر 11 نظر

چند روز قبل که تلویزیون صحنه های در گیری بین فلسطین و اسرائیل در جنگ اخیر رو نشون میداد،در بینشون تصاویری رو دیدم که قدمتش به 18 تا 20 سال پیش یا شایدم بیشتر بر می گشت،با دیدنشون به یکباره رفتم به 20 سال پیش زمانی که کودکی رها از زشتی ها وپلیدی های دنیا بودم و درکی از واقعیات اینچنینی نداشتم،البته جز این هم از یک کودک انتظار نمی رود.

صحنه ای که بیشتر از تمام تصاویر پخش شده اونزمان منو تحت تاثیر خودش قرار داده بود و تا مدت ها درگیرم کرده بود تصویری از سه کودک فلسطینی بود که در پی حمله نظامیان اسرائیلی به اردوگاهشان در معرض استنشاق گاز اشک آور قرار گرفته بودند(اگر اشتباه نکنم)،کودکانی که از شدت غلظت گاز نمی تونستند نفس بکشند ، یکدیگر رو بغل می کردندبه این سو آنسو میرفتند،گاهی بادست های کوچکشان چشمان معصومشان را می مالیدند ودوباره سر هایشان را در میان دست های کوچک وپاکشان که به هیچ زشتی و پلیدی آلوده نبود، میگرفتند. مثل پرنده ای که در یک فضای مسموم گیر کرده باشد به در و دیوار میخوردند.تو عالم کودکی خودم خیلی دلم براشون سوخت و ناراحت شدم حتی همون شب موقع خواب با یاد آوری اون صحنه ها براشون گریه کردم ،گریه ای که از یک حس پاک سرچشمه می گرفت ،حسی که فارغ از هر نوع اما واگری بود.احساساتی که به هیچ یک از مرزبندی های سیاسی وابسته نبود،فقط وفقط یک حس همدردی ناب بود.

الانم وقتی تصاویر کودکان غرق در خون غزه رو میبینم واقعا متاثر میشم ،حتی نمی تونم در مقابل تصویر پدری که بدن بیجان  فرزندش رو در دست داره یا به بغل گرفته مقاومت کنم وسعی میکنم  این تصاویر رو نببینم ،چون خودم پدرم و طاقت دیدن یک زخم کوچک بر بدن فرزندم رو ندارم .هر چند که دیگه شاید حسم به اندازه دوران کودکیم نباشه ولی نمی تونم بی تفاوت باشم و از انسانیت بدور میدونم که عده ای بی گناه و بی دفاع در گوشه ای از دنیا به طرز فجیعی کشته بشن ومن بدون هیچ دغدغه ای راحت از کنارش بگذرم ! حالا این گوشه دنیا میتونه در غزه باشه یا هر نقطه ای از این دنیا حتی در خود اسرائیل.

نه در تظاهرات علیه اسرائیل شرکت کردم نه اینکه در حمایت از حماس سینه چاک زدم ،نه داوطلب عملیات استشهادی شدم نه مثل بعضی از افراد احساس شادمانی می کنم از این فجایع و فریاد :اسرائیل بزن بزن که خوب میزنی ! سر داده ام، همه ناراحتیم اینه که چطور نمی تونیم بدون هیچ عینکی به یک مسئله ساده مثل این نگاه کنیم وقتل و کشتار افراد غیر نظامی ِ بی دفاع و بی گناه رو در معادلات پیچیده سیاسی نگنجونیم وحداقل از بعد انسانی  به مسئله نگاه کنیم . تمام صحبتم هم اینه که چرا باید انسانیت خودمون رو فدای یک ایدئولوژی و یا مرزبندی های سیاسی و قراردادهای پشت پرده اش کنیم و در ورای  آن در مقابل فجایع اینچنیی  بی تفاوت باشیم ویا احساس خرسندی کنیم .

سری دوم عکس های زمستانی

دسامبر 25, 2008 هوژبر 4 نظر
Categories: عکس برچسب‌ها, , , , ,

سری اول عکس های زمستانی

دسامبر 23, 2008 هوژبر 1 comment

در سری اول ودوم عکس های پاییزی ، چند عکس از یک منطقه کوهستانی-جنگلی در شمال ایران قرار داده شد،سری اول عکس های زمستانی هم از همون منطقه هستش که چند روز پیش گرفتم .

h-17

h-18

h-19

h-20

h-21

Categories: عکس برچسب‌ها, , ,

چرا می خواهید سگ ابوالفضل(ع) باشید؟!

نوامبر 24, 2008 هوژبر 20 نظر

dog

دیروز مشغول رانندگی بودم که یه وانت از سمت راستم سبقت گرفت ویک آن پیچید جلوم بدون هیچگونه علائم دیداری یا شنیداری!

خواستم یه چیزی بهش بگم که چشمم خورد به نوشته پشت اتاقش” اَ نَا کَلبُ اَبوالفَضل(ع) ” به همین شکل و با همین جزءیات و اعراب آن،این نوع ادبیات جاده ای و خیابانی همیشه برام جالب بوده و میشه گفت به نوعی دنبال کننده اون هم هستم ولی با دیدن این نوشته واقعاً متاسف شدم .ترجمه فارسی شو که همه میدونند یعنی “من سگ ابوالفضل(ع) هستم”. همینطور که نوشته مورد اشاره فکرمو به خودش مشغول کرده بود به یاد بعضی از مداحی ها  که در اون از این الفاظ استفاده شده مثل:فلانی من سگتم یا من سگ کوی فلانی ام، افتادم که مروج اینگونه اظهار ارادت به بزرگان دین اسلام هستند و به همین وسیله این نوع ادبیات و اظهار عشق ودوستی به بزرگان دین اسلام در بین مردم عادی در حال افزایش است.

مشکل بزرگی که در این بین وجود داره اینه که مداحان یا افرادی که از این واژه بخصوص استفاده میکنند چرا به احکام سگ در فقه اسلام آشنایی ندارند و در بکارگیری آن مصر هستند تا جایی که استفاده از اینگونه الفاظ به نوشته های روی اتومبیل ها هم رسیده است. براستی اینان نمی دانند که در احکام اسلام سگ جزء نجاسات محسوب می شود؟

چرا این افراد که خود را ذوب در عشق و علاقه به بزرگان دین می دانند از احکام دینشان بی اطلاع هستند؟!

آیا اساساً ابوالفضل(ع) احتیاجی به سگ دارد؟ یا کوچه ی بزرگ دیگری احتیاج به سگ دارد که شما مصرانه در این قالب اظهار ارادت می کنید؟!

این رشته سر دراز دارد!

نوامبر 20, 2008 هوژبر 2 نظر

من اصلا نمی تونم فلسفه وجودی مشاوران احمدی نژاد رو درک کنم . یعنی مشاوران وحتی نزدیکان ایشون از ادبیات وسخنان مورد استفاده ایشون مخصوصا در سفر های استانی راضی هستند ؟

در سفر به مازندران که شاهد سخنوری ایشون بودیم در سخنرانی دیروز در جمع مردم زنجان نیز شاهد تکرار این موضوع بودیم. قطع دست وپای متجاوزین بوسیله چاقوی زنجان شاهکار سخنرانی دیروز احمدی نژاد بود . تا اونجایی که ذهنم یاری میکنه در دور اول سفر های استانی تا این حد شاهد سخنان اینچنین از احمدی نژاد نبودم .در صورتی که بکار گیری این نوع سخنان مصرف انتخاباتی نداشته باشه لازمه گروه مشاوران ایشون در نظر داشته باشند که این نوع ادبیات مربوط به دهه های قبل از انقلاب میباشد .البته اگر هدف, وسیله را توجیح نکند!

در آخر امیدوارم در سفر به استان های بوشهر واصفهان کار به جاهای باریک نکشه!!

کشف بزرگ وبشارت تازه همراه با ادبیاتی جدید

نوامبر 16, 2008 هوژبر 1 comment

محمود احمدی نژاد هنگام سخنرانی در جمع خانواده های شهدا وایثارگر استان مازندران گفت :علت سقوط شوروی, پایداری وایستادگی مردم ایران بخصوص شهدا وایثارگران بودند.

3

درهمین رابطه ایشان فروپاشی قطب دیگر استعمار (آمریکا)را با توجه به روحیه ایثارگری ملت ایران وایستادگی شان در آینده نزدیک بشارت دادند.

حرکات دست و همچنین ادبیات مورد استفاده احمدی نژاد وقتی که از زدن سیلی ملت ایران بر دهان آمریکا وپرت شدنش به اعماق تاریخ همراه با یادآوری هفت جدش! می گفت ,کاملا اثر نو وبدیعی از ایشان بعنوان رییس جمهور برجای گذاشت.

چرا باید ادبیات یک انسان به گونه ای باشد که کلماتی همچون زدن ,به یاد آوردن هفت جد , پرت کردن و… را در ذهن داشته باشد وبدتر از آن به زبان بیاورد؟؟

قصه کردان تمام شد ولی خکایت همچنان باقیست!

2

همونطور که همه اطلاع دارند امروز عوضعلی کردان وزیر کشوری که 3 ماه پیش از مجلس هشتم رای اعتماد گرفته بود با 188 رای نمایندگان همان مجلس عزل واز کار برکنار شد.صحبت های زیادی از روز بعد روی کار آمدن کردان در مورد ادامه وزارتش , نحوه برخورد احمدی نژاد با این مسئله وهمینطور پیامد ها وعواقب ادامه وزرات کردان به میان آمد. عده ای احمدی نژاد را بخاطر دفاع از کردان ملامت میکردند وهزینه اینکار را برای نظام وهمچنین دولت اصولگرا بالا میدانستند.با تمام این تفاسیر ماجرای کردان تمام شد ولی در این 90 روزی که کردان وزیر کشور بود یک اتفاق مهم افتاد اونم تغییرمعاون سیاسی وزیر کشور بود. که کامران دانشجو استاندار اسبق تهران جانشین سردار افشار در این معاونت شد.

1

معاونت سیاسی وزارت کشور که عنوان جانشین وزیر کشور روهم یدک میشه بالاترین مقام در وزارت کشور بعد از شخص وزیر می باشد که مهمترین مسولیتی که میتوان در این مدت اندک باقیمانده عمر دولت نهم برایش متصور بود انتخابات ریاست جمهوری دهم میباشد . ماموریتی که همه فکر میکردند احمدی نژاد, کردان را برای اینکار_ بخاطر اطاعت پذیری محضش _ در نظر گرفته است. ولی به نظر من  در طی روزهای آتی شاهد یکی از این 2 سناریو خواهیم بود:

1- کامران دانشجو در چند روز آینده بعنوان سرپرست وزارت کشور معرفی وبعد از اتمام دوران سرپرستی با رایزنی ها ومظلوم نمایی های دولت بعنوان وزیر کشور برگزیده خواهد شد که در نهایت مجری انتخابات ریاست جمهوری دهم خواهد بود.

2-فرد دیگری بعنوان سرپرست وزارت کشور معرفی خواهد شد و در طی مدت قانونی سرپرستی, دولت به دنبال وزیری می رود که کامران دانشجو را در معاونت سیاسی خود حفظ کند و با شرط ابقای او به مجلس معرفی شود که در نهایت مجری انتخابات ریاست جمهوری دهم باز کسی نیست جز کامران دانشجو.