غزه را انسانی ببینیم نه سیاسی!
چند روز قبل که تلویزیون صحنه های در گیری بین فلسطین و اسرائیل در جنگ اخیر رو نشون میداد،در بینشون تصاویری رو دیدم که قدمتش به 18 تا 20 سال پیش یا شایدم بیشتر بر می گشت،با دیدنشون به یکباره رفتم به 20 سال پیش زمانی که کودکی رها از زشتی ها وپلیدی های دنیا بودم و درکی از واقعیات اینچنینی نداشتم،البته جز این هم از یک کودک انتظار نمی رود.
صحنه ای که بیشتر از تمام تصاویر پخش شده اونزمان منو تحت تاثیر خودش قرار داده بود و تا مدت ها درگیرم کرده بود تصویری از سه کودک فلسطینی بود که در پی حمله نظامیان اسرائیلی به اردوگاهشان در معرض استنشاق گاز اشک آور قرار گرفته بودند(اگر اشتباه نکنم)،کودکانی که از شدت غلظت گاز نمی تونستند نفس بکشند ، یکدیگر رو بغل می کردندبه این سو آنسو میرفتند،گاهی بادست های کوچکشان چشمان معصومشان را می مالیدند ودوباره سر هایشان را در میان دست های کوچک وپاکشان که به هیچ زشتی و پلیدی آلوده نبود، میگرفتند. مثل پرنده ای که در یک فضای مسموم گیر کرده باشد به در و دیوار میخوردند.تو عالم کودکی خودم خیلی دلم براشون سوخت و ناراحت شدم حتی همون شب موقع خواب با یاد آوری اون صحنه ها براشون گریه کردم ،گریه ای که از یک حس پاک سرچشمه می گرفت ،حسی که فارغ از هر نوع اما واگری بود.احساساتی که به هیچ یک از مرزبندی های سیاسی وابسته نبود،فقط وفقط یک حس همدردی ناب بود.
الانم وقتی تصاویر کودکان غرق در خون غزه رو میبینم واقعا متاثر میشم ،حتی نمی تونم در مقابل تصویر پدری که بدن بیجان فرزندش رو در دست داره یا به بغل گرفته مقاومت کنم وسعی میکنم این تصاویر رو نببینم ،چون خودم پدرم و طاقت دیدن یک زخم کوچک بر بدن فرزندم رو ندارم .هر چند که دیگه شاید حسم به اندازه دوران کودکیم نباشه ولی نمی تونم بی تفاوت باشم و از انسانیت بدور میدونم که عده ای بی گناه و بی دفاع در گوشه ای از دنیا به طرز فجیعی کشته بشن ومن بدون هیچ دغدغه ای راحت از کنارش بگذرم ! حالا این گوشه دنیا میتونه در غزه باشه یا هر نقطه ای از این دنیا حتی در خود اسرائیل.
نه در تظاهرات علیه اسرائیل شرکت کردم نه اینکه در حمایت از حماس سینه چاک زدم ،نه داوطلب عملیات استشهادی شدم نه مثل بعضی از افراد احساس شادمانی می کنم از این فجایع و فریاد :اسرائیل بزن بزن که خوب میزنی ! سر داده ام، همه ناراحتیم اینه که چطور نمی تونیم بدون هیچ عینکی به یک مسئله ساده مثل این نگاه کنیم وقتل و کشتار افراد غیر نظامی ِ بی دفاع و بی گناه رو در معادلات پیچیده سیاسی نگنجونیم وحداقل از بعد انسانی به مسئله نگاه کنیم . تمام صحبتم هم اینه که چرا باید انسانیت خودمون رو فدای یک ایدئولوژی و یا مرزبندی های سیاسی و قراردادهای پشت پرده اش کنیم و در ورای آن در مقابل فجایع اینچنیی بی تفاوت باشیم ویا احساس خرسندی کنیم .
