بایگانی

Archive for the ‘عمومی’ Category

دو سوال از مسلمانان

ژوئیه 27, 2015 بیان دیدگاه

سوال از مسلمانان:

بیشتر اوقات ازمسلمانان میشنویم و میخوانیم که اسلام واقعی این نیست که توسط داعش یا جمهوری اسلامی و دیگر بلاد اسلامی اجرا میشود،حتی شعر هم برای این ادعا دارند به این مضمون که:اسلام به ذات خود ندارد عيبي هرعيب كه هست از مسلماني ماست.،اکثر کسانی که این ادعا را دارند مخصوصا بر این باورند که داعش اصلن مسلمان نیست و ربطی به اسلام ندارد و ساخته و پرداخته استعمار است وکارهایشان ربطی به اسلام ندارد.
همه ما میدانیم که در دنیا ادیان مختلفی بجز اسلام وجود دارد که مانند اسلام دارای پیامبر وکتاب مقدس هستند.
حال سوال از مسلمین :
1-به نظر شما چرا داعش با یهودیت یا مسیحیت یا بهاییت و….مقایسه نمیشود؟ چرا با توجه به اینکه بعضی از این ادیان در مقاطعی جنایاتی هم مرتکب شدند ،تا الان هیچکس نیامده است که قوانین داعش رابرگرفته از مسیحیت یا ادیان دیگر بداند؟؟

2-الان تقریبن 1400 سال از ظهوراسلام میگذرد ،همه شما مسلمانان ادعا میکنید که دین اسلام وکتابش قرآن آخرین وکاملترین دین است و برای تمام اعصار وقرون بعدازخود نیز برنامه کامل و جامعی ارائه داده است،شما به ما بگویید این چگونه دینیست که بعداز مرگ پیامبرش و گذشت1400 سال هنوز نتوانسته یک دولت یا حکومت تشکیل دهد که همه مسلمانان آنرا قبول داشته باشند؟؟

پ.ن :ﺳﻮﺭﻩ ﻣﺎﺋﺪﻩ ﺁﯾﻪ 38 ﻭَﺍﻟﺴَّﺎﺭِﻕُ ﻭَﺍﻟﺴَّﺎﺭِﻗَﺔُ ﻓَﺎﻗْﻄَﻌُﻮﺍْ ﺃَﻳْﺪِﻳَﻬُﻤَﺎ ﺟَﺰَﺍﺀ ﺑِﻤَﺎ ﻛَﺴَﺒَﺎ ﻧَﻜَﺎﻻً ﻣِّﻦَ ﺍﻟﻠّﻪِ ﻭَﺍﻟﻠّﻪُ ﻋَﺰِﻳﺰٌ ﺣَﻜِﻴﻢٌ . ﻭ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﺩﺯﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﻯ ﺁﻧﭽﻪ ﻛﺮﺩﻫﺎﻧﺪ ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻛﻴﻔﺮﻯ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪﺍ ﺑﺒﺮﻳﺪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ .

tvshia.akhbardash15

دسته‌ها:عمومی

چرا می خواهید سگ ابوالفضل باشید؟! خرش باشید!

نوامبر 24, 2008 23 دیدگاه

dog

دیروز مشغول رانندگی بودم که یه وانت از سمت راستم سبقت گرفت ویک آن پیچید جلوم بدون هیچگونه علائم دیداری یا شنیداری!

خواستم یه چیزی بهش بگم که چشمم خورد به نوشته پشت اتاقش» اَ نَا کَلبُ اَبوالفَضل(ع) » به همین شکل و با همین جزءیات و اعراب آن،این نوع ادبیات جاده ای و خیابانی همیشه برام جالب بوده و میشه گفت به نوعی دنبال کننده اون هم هستم ولی با دیدن این نوشته واقعاً متاسف شدم .ترجمه فارسی شو که همه میدونند یعنی «من سگ ابوالفضل(ع) هستم». همینطور که نوشته مورد اشاره فکرمو به خودش مشغول کرده بود به یاد بعضی از مداحی ها  که در اون از این الفاظ استفاده شده مثل:فلانی من سگتم یا من سگ کوی فلانی ام، افتادم که مروج اینگونه اظهار ارادت به بزرگان اسلام هستند و به همین وسیله این نوع ادبیات و اظهار عشق ودوستی به بزرگاان اسلام در بین مردم عادی در حال افزایش است.

مشکل بزرگی که در این بین وجود داره اینه که مداحان یا افرادی که از این واژه بخصوص استفاده میکنند چرا با احکام سگ در فقه اسلام آشنایی ندارند و در بکارگیری آن مُصِر هستند تا جایی که استفاده از اینگونه الفاظ به نوشته های روی اتومبیل ها هم رسیده است. براستی اینان نمی دانند که در احکام اسلام سگ جزء نجاسات محسوب می شود؟

چرا این افراد که خود را ذوب در عشق و علاقه به بزرگان دین می دانند از احکام دینشان بی اطلاع هستند؟!

چرا بجای استفاده ازسگ نجس(به حکم اسلام)از»خر» استفاده نمیکنند؟!مثلن بگویند» من خرتم ابوالفضل» یا «من خرِدرگاه توام یا حسین» خر هم مثل اسب حیوان نجیبی ست درضمن این حیوان نقش پررنگی درصدر اسلام داشته و محمد با آن به معراج! رفته و وسیله نقلیه اکثرصحابیون و امامان و علمای دین هم بوده است که البته به یُمن وجود انقلاب اسلامی درایران فعلن علمای اعلام  از خر سواری به بنز و بی ام دبلیو ضد گلوله سواری رسیده اند،که چراییش بماند برای بعد.

درهر حال توصیه میشود مسلمین عزیز وذوب شدگان امامت و ولایت به جستجو در احکام دینشان بپردازند و با حلال وحرام و نجاسات ذکرشده درفقه شان بیشتر آشنا شوند تا اینگونه خود را به نجاسات تبدیل نکنند.

رسانه ملی چرا اسمی از ترانه علیدوستی نبرده است؟

نوامبر 1, 2008 10 دیدگاه

چند وقتیه که رسانه ملی! تیزر تلویزیونی فیلم کنعان به کارگردانی مانی حقیقی و با بازی ,محمدرضا فروتن,ترانه علیدوستی,افسانه بایگان وبهرام رادان رو در پیام های بازرگانی پخش میکنه,  اگر دقت کرده باشید این تیزر تلویزیونی با تصویر چهار بازیگر این فیلم و معرفی اونها توسط گوینده تیزرتموم میشه .سوالی که برام پیش اومده اینه: چرا گوینده بعد از معرفی محمدرضا فروتن, اسمی از ترانه علیدوستی که ظاهرا نقش اول زن_ (فیلم رو ندیدم ولی از ترتیب قرار گرفتن تصویر این بازیگران در تیزر فوق اینطوربرداشت میکنم)_فیلم را بعهده دارد نبرده است.

البته فکر نکنم کوتاهی از سازندگان تیزر باشه چون اگر قصد سازندگان اینگونه بود که اسمی از ایشون نبرند, اصلا تصویرشون رو در نمای آخر کار و در کنار سه بازیگری که همه آنها کاملا معرفی میشوند, کار نمیکردند.همچینین با کمی دقت به صدای گوینده تیزر,سانسور اسم خانم علیدوستی کاملا قابل تشخیصه.  مسئله ای که ذهن منو مشغول کرده همینه که رسانه ملی! به چه دلیل اسمی از ترانه علیدوستی نبرده و حکمت! اینکار چیه؟ آیا رسانه ملی! حق دارد در تیزر تلویزیونی یک فیلم در نام بردن از بازیگران,اعمال نظر و سلیقه ای عمل کند و این عرصه را نیز به سانسور بیالاید؟!

سیری شکمی وگرسنگی سلولی!

اکتبر 14, 2008 4 دیدگاه

1-حدود 10 سال قبل وقتی برای اولین بار گذرم به میدان خراسان تهران افتاد, اولین چیزی که توجهم رو جلب کرد فروشگاه های مواد پروتئینی اطراف میدان بود که در کنار انواع گوشت قرمز وسفید اسکلت مرغ وپای مرغ و… هم بفروش میرسید,که شاید در طبقه بندی مواد پروتئینی هم نگنجد. تعجبم وقتی زیاد شد که از فروشنده در مورد نحوه استفاده این مواد پرسیدم وایشون درجواب گفت :مثلا اسکلت مرغ برای آبگوشت و پای مرغ برای سوپ یا غذاهای دیگر مورد استفاده قرار میگیرد .برای منی که تا اون روز همچین چیزی رو نه دیده ونه شنیده بودم اصلا قابل باور نبود , ولی مشتری اینگونه محصولات خیلی بیشتر بود اونو تو یک نگاه میشد فهمید.

2-خانمم چند رو ز قبل از قول یکی از دوستانش که شوهرش فروشگاه مواد پروتئنی داره برام تعریف کرد که حدود ظهر یک خانم حدودا 35 ساله به فروشگاهشون مراجعه میکند و با پرداخت هزار تومان درخواست گوشت میکند آقای فروشنده هم با تعجب رو به خانم گفت این که چیزی نمیشه در همین حال خانم شروع به گریه میکنه و با باز کردن چادرش از صاحب فروشگاه درخواست  میکنه هر کاری میخواد باهاش انجام بده ولی یک مقدار گوشت بهش بده که بچه هاش 2 ماهه رنگ گوشت رو ندیدند آقای فروشنده هم که عمق فاجعه رو میبینه به خانمش اطلاع میده که همراه اون خانم به منزلشون بروند تا صحت ادعایشان مشخص شود که بعد از محرز شدن صحت حرف های اون خانم ,فروشنده هزار تومان رو بهش بر میگردونه و ازش میخواد هفته ای یک بار بیاد فروشگاه و گوشت مورد نیازش رو از اونجا تهیه کنه.

3-دیروز سایت سلامت نیوز در گزارشی خبر داد که نیمی از مردم ایران از سفره غذایی با کیفیت محرومند .نیمی از مردمی که شاید به ظاهر سیر باشند ولی گرسنگی سلولی را همراه خود دارند.

در قسمت دیگر گزارش هم اشاره به 20 درصد از مردم شده که علاوه بر گرسنگی سلولی از نظر شکمی هم سیر نمی شوند

با احتساب این گزارش دلیل اصرار وزیر رفاه در اعلام نکردن خط فقر کاملا مشخص میشه چون اون وقت کشوری با اینهمه ثروت و ذخایر معدنی و… نیمی از مردمش یا زیر خط فقر قرار دارند یا در آستانه فقیر شدن ودر مرز خط فقر.

شایدم حق با ایشون باشه که برای اقشار مختلف مردم خط فقر اهمیتی ندارد و اصلا بدنبالش نباشند. چون با این اوضاع واحوال مردم باید به فکر زنده بودن یا همون سیری شکمی باشند سیری سلولی یا مواد غذایی با کیفیت کیلیویی چند.

-من اما دلم برای بچه های معصوم وبیگناهی میسوزه که مثل دوتا بچه خانمی که داستانش ذکر شد علاوه بر نخوردن وندیدن رنگ غذاهای با کیفیت, شب و روز از رسانه ملی انواع واقسام سفره ها رنگین وغذاهای جور واجور رو  مشاهده میکنند وسوال بزرگشون اینه که چرا مامان اینا رو برامون درست نمیکنه.

بابایی این آقا چرا چشم نداره؟

اکتبر 8, 2008 3 دیدگاه

چند شب پیش خونه یکی از بستگان مهمان بودیم. پسرم که 5 سالشه طبق معمول با پسر میزبان رفتند تو اتاق ومشغول بازی شدند,منم دورادور حواسم بهشون بود که دارن چیکار میکنن بعد از کمی تو سروکول هم زدن رفت سراغ کتابای دوستش یه دونه از کتابا رو برداشت اول یه خورده عکس روی جلدشو نگاه کرد و برخلاف عادت همیشگیش که یه راست میومد سراغم تا داستان یا شعر کتاب جدید رو براش بخونم مشغول ورق زدن صفحات شد. اول تا آخرشو نگاه کرد تو بعضی از صفحات هم کمی مکث میکرد تا اینکه کتاب رو زد زیر بغلش و راه افتاد طرفم اومد نشت پیشم و شروع کرد به سوال پرسیدن. سوالاتش برای خودم خیلی جالب بود.همینطور برداشتهایی که از تصاویر اون کتاب داشت یه کم از کتاب بگم :اسمش «مهدی موعود کیست؟» بود. عکس روی جلدش هم یه مرد کاملا سبز پوش که سوار بر یک اسب سیاه بود که صورتشو با رنگ زرد پوشونده بودند تو دستشم یه پرچم سبز رنگ داشت اولین سوالی که ازم پرسید این بود: بابایی این آقا چرا چشم نداره؟ منم که از سوالش جاخوردم بعد از کمی مکث گفتم چشم داره بابایی ولی چون سواره اسبه واسب هم خیلی سریع راه میره صورتشو با یه پارچه زرد پوشوند که گردو خاک تو چشمش نره و باد اذیتش نکنه سوال دومش: چرا همه لباساش سبزه؟ گفتم خوب حتما رنگ سبز رو دوست داره مثل تو که رنگ قرمز رو دوست داری اونم رنگ سبز رو دوست داره.سوال سومشو بعد از ورق زدن و با اشاره به تصویرش که مثل عکس روی جلد بود با این تفاوت که یک شمشیر هم تو دستش بود پرسید: این آقا چرا شمشیر داره؟ گفتم برای اینکه با دشمناش بجنگه . چرا میخواد با دشمناش بجنگه؟ خوب شاید دشمناش بخوان اونو اذیت کنن برای همین میخواد باهاشون بجنگه .سریع دوسه ورق جلوتر رفت و اشاره به یه تصویر دیگه که همون مرد سبز پوش درحالی که ایستاده بود تعدادی فرشته با بال و کاملا برنگ سبز که به شکل خیلی بدی نقاشی شده بود دور سرش داشتند پرواز میکردن پرسید :دشمناش اینها هستنند؟(منظورش فرشته ها بود) گفتم :نه عزیزم اینا فرشته هستند دشمناش نیستند دوباره برگشت به عقب و رو یه تصویر دیگه زوم کرد که همون مرد سبز پوش وسط ابرا تو آسمون در حال پرواز بود و یه رنگین کمان هم بالا سرش کشیده بودند و پرسید : چرا این آقا تو آسمونه؟ اینکه بال نداره؟ مونده بودم چی بگم بهش که جواب قانع کننده ای براش باشه گفتم تو آسمون نیست پسرم رفته بود بالای یک درخت از اون بال داره میپره پایین. یه ورق دیگه زد و رسید به صفحه آخر کتاب که ناشر , عکس چند تا از کتابایی رو که چاپ شده بود رو برای تبلیغات اونجا قرار داده بود که همشون از این کتابای موش وگربه و شنل قرمزی واین جور قصه ها بود یه نگاه به همشون کرد و رو بهم گفت :بابایی اینا همه رو برام بخر,باشه؟ فقط اینجوری _اشاره به کتابی که تو دستش بود_ نخر من اینجوری دوست ندارم !

اشاره: کتاب مربوط به گروه سنی الف وب بود